ازديدگاه اگوست كنت علوم اجتماعي ازلحاظ ساختاري جزو پيچيده ترين علوم است.چراكه شناسايي وپيش بيني رفتارجمعي انسانها بسياردشوارترازبررسي محيط فيزيكي وتكنولو‍‍ژي صنعتي است. انسانهادرتعامل با يكديگر هستند وآنچه ما به‌عنوان نتيجه مشاهده مي كنيم ،ماحصل فرآيندهاي طولاني ازكنشهاي گروهي واجتماعي است كه رفتارهاي غير خطي وبعضا" غيرقابل پيش بيني دارند.اين فرآيندها تحت تاثير نيروها ومتغيرهايي هستند كه دربيشترموارد ماهيتي پنهان وغيرملموس دارند. ازجمله اين متغيرها " قدرت" است كه منشاء آن برتري جويي انسانهاست .تعامل وستيزميان نيروهاازديدگاه نظريه كنش متقابل اجتماعي مي پردازد كه ماحصل آن تغيير ساختارهاي قديم وايجاد آرايشي جديد ميان نيروهاي تاثيرگذاراست . اين آرايش جديد تا تعامل وكنش بعدي، تعيين كننده حدو مرزميان نيروهاست .

جامعه ايران درحال گذاراز ساختارهاي متمركز به نظام مشاركتي است.به اين ترتيب مديران قدرت خود رابه تناوب هم ازبالا وهم ازپايين هرم به‌دست مي آورند. به بيان ديگربرخي قدرت خودرا به‌واسطه ساختارهايي ثابت بدست مي آورند وبرخي قدرت خود راپس ازفرآيند تعامل وكنشهاي انتخاباتي به‌دست مي آورند. مسلم است مديراني كه دراثر فرآيند انتخاباتي به قدرت رسيده اند پاسخگوترخواهند بود. پس اگر مديري متكي به بالاي هرم قدرت باشد ، كمترامكان دارد كه بتوان اورا وارد بازي كنش متقابل كرد، زيرا اودرموضع برترجاي گرفته است . امااگرقدرت مديري متكي به پايين هرم باشد، مجبوراست براي حفظ اتكاي خود باآنها وارد كنش شود. هرچند اين تعامل ممكن است گاهي به ضرر اوباشد. اومجبوراست باديگران مشاركت كند، زيرادرصورت همكاري‌نكردن آنها به هيچ منبع ديگري وابسته نيست . پس تصورچنين مديري آن است كه قدرت درسازمان متبوع اوتوزيع شده است واين توزيع نيز احتمالا" براساس شايسته سالاري خواهد بود.
روند تاريخ معاصر ايران حركتي است از نظام استبدادي باساختهاي ثابت به‌سوي نظام مشاركت همگاني كه دراثركنشهاي افراد وگروهها، به‌وجود مي آيد. به اين ترتيب باورعمومي، به كارآمدي مديران مشاركت پذير درمقابل مديران جزم‌گرا است، به‌طوريكه امروزه اكثر مديران حداقل ناچارند ازمشاركت پرسنل دفاع كنند وآن‌را زينتي براي خود محسوب كنند

منبع : http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-178/article-1۲78/9.asp