تبليغاتX
مدیریت پروژه ایران
اقتصاد مهندسي، ابزار تصميم‌گيري‌ براي‌ انتخاب‌ اقتصادي‌ترين‌ پروژه‌هاست.

هر پروژه‌اي‌ قبل‌ از اجرا مي‌بايست‌ از نظر مالي‌ و فني‌ موردارزيابي‌ قرار گيرد و امكان‌سنجي‌ شود.

فرايند امكان‌سنجي‌ درجهت‌ كسب‌ اطمينان‌ و ارزيابي‌ قابليت‌ تامين‌ خواسته‌هاي‌ مشتري‌ صورت‌ مي‌گيرد.

بهره، ارزش‌ زماني‌ پول، تعادل‌ بين‌ بهره‌ و ارزش‌ زماني‌ پول‌ از اصول‌ پايه‌اي‌ اقتصاد مهندسي‌ است.

اتخاذ تصميم‌ درخصوص‌ عقد قرارداد با مشتري‌ پس‌ از حصول‌ اطمينان‌ از امكان‌سنجي‌ است.

چالشي‌ شدن‌ فعاليتهاي‌ اقتصادي، موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ از تكنيك‌هاي‌ قابل‌ قبول‌ در انتخاب‌ راهكارهاي‌ مناسب‌ استفاده‌ شود.

اقتصاد مهندسي‌ از جمله‌ روشهاي‌ رياضي‌ براي‌ ساده‌كردن‌ مقايسه‌ اقتصادي‌ پروژه‌هاست‌ كه‌ مديران‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ تصميم‌گيري‌ براي‌ انتخاب‌ پروژه‌هاي‌ مناسب‌ استفاده‌ مي‌كنند.

مقدمه‌

‌ ‌موفقيت‌ و شكست‌ در فعاليتها، به‌ تصميم‌گيري‌ آگاهانه‌ و منطقي‌ افراد و بنگاهها بستگي‌ دارد. نقطه‌ آغازين‌ در هر تلاش‌ آگاهانه‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ منطقي، فرايند مسئله‌يابي‌ و انتخاب‌ راهكار مناسب‌ حل‌ مسئله‌ است. در فرايند مسئله‌يابي، شناخت‌ مسئله‌ ازطريق‌ جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ و در انتخاب‌ راهكار مناسب، آگاهي‌ از تكنيك‌ها و روشها بسيار حائزاهميت‌ است.

‌ ‌باتوجه‌ به‌ اهميت‌ ارزيابي‌ اقتصادي‌ پروژه‌ها، تحليل‌ اقتصادي‌ پروژه‌ به‌عنوان‌ تكنيك‌هاي‌ مقايسه‌ و تصميم‌گيري‌ و انتخاب‌ از ميان‌ راهكارها براساس‌ شرايط‌ مطلوب‌ اقتصادي‌ تلقي‌ مي‌شود.

‌ ‌انقلاب‌ صنعتي‌ اروپا در قرن‌ هجدهم، آغاز تغييرات‌ فناوري‌ صنعتي‌ تلقي‌ شده‌ است. با گذشت‌ زمان‌ بر پيچيدگي‌ آن‌ اضافه‌ شده‌ و امروز با چالشي‌ جديد جهاني‌ شدن‌ اقتصاد، روبه‌ تزايد گذاشته‌ است. به‌طوري‌ كه‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ را مشكل‌تر و حساس‌تر ساخته‌ و به‌ تبع‌ آن‌ استفاده‌ از تكنيك‌هاي‌ ارزيابي‌ بااهميت‌ شده‌اند.

‌ ‌فرايند مذكور در همه‌ فعاليتها مهم‌ است‌ اما در رشته‌هاي‌ مهندسي، اهميت‌ دوچندان‌ پيدا كرده‌ است. زيرا نوع‌ فعاليت‌ آنها ازيك‌ طرف‌ و عدم‌ توجه‌ دقيق‌ به‌ جايگاه‌ اقتصاد مهندسي‌ در رشته‌هاي‌ مهندسي‌ ازطرف‌ ديگر و مجموعه‌ عوامل‌ بااهميت، موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ ضرورت‌ بررسي‌ و تبيين‌ و بكارگيري‌ آن‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ آشكارتر شود.

اهميت‌ تحليل‌ سيستم‌

‌ ‌سيستم‌ مجموعه‌اي‌ از اجزأ به‌ هم‌ پيوسته‌ است‌ كه‌ اجزأ آن‌ در تعامل‌ با يكديگرند. نظير اجزأ يك‌ دستگاه‌ يا اجزأ يك‌ نظام‌ اجتماعي.

‌ ‌تحليل‌ سيستم‌ها از دو ديدگاه‌ موردتوجه‌ قرار مي‌گيرد:

O كاركردهاي‌ عملياتي‌ و فني‌ يك‌ سيستم: اين‌ ديدگاه‌ بيشتر موردتوجه‌ كارشناسان‌ و مهندسان‌ فني‌ دستگاه‌ قرار مي‌گيرد كه‌ با بررسي‌ اجزأ تشكيل‌دهنده‌ دستگاهها و ماشين‌آلات‌ به‌ كاركرد آنها پي‌ مي‌برند.

O كاركردهاي‌ غيرفني‌ يك‌ سيستم: از اين‌ ديدگاه، تحليل‌گر سيستم‌ به‌ تبيين‌ روابط‌ بين‌ اجزأ، آثار آنها بر تداوم‌ فعاليت‌ بنگاه‌ و تاثيرات‌ اجتماعي‌ آن‌ به‌ عبارتي‌ به‌ تبيين‌ ابعاد مديريتي‌ سيستم‌ مي‌پردازد و از نتايج‌ آن‌ براي‌ ارزيابي‌ تصميمات‌ و راهكارها و انتخاب‌ راهكار مناسب‌ جهت‌ حل‌ مسئله‌ مي‌پردازد.

‌ ‌باتوجه‌ به‌ اهميت‌ ديدگاه‌ دوم، بررسي‌ محورهاي‌ اصلي‌ در يك‌ سيستم‌ تحليل‌ سيستم، ضرورت‌ دارد.

‌ ‌پنج‌ محور اصلي‌ در فرايند تحليل‌ يك‌ سيستم‌ به‌ شرح‌ زير هستند: (اسكونژاد، محمدمهدي، 1375)

1 - شرح‌ اهداف‌ 2 - فرمول‌بندي‌ معيارهاي‌ تاثيرپذير 3 - ارائه‌ راه‌حلها 4 - ارزيابي‌ راه‌حلها 5 - انتخاب‌ راه‌حلها

‌ ‌فرايند مذكور در حقيقت‌ چارچوب‌ اصلي‌ فرايند اتخاذ تصميم‌ است. اهميت‌ و پيچيدگي‌ اين‌ فرايند را مي‌توان‌ در رابطه‌ زير جستجو كرد:

تشخيص‌ محدوده‌ سيستم‌ حائزاهميت‌ است

پارامترهاي‌ متغير

ميزان‌ وسعت‌ يا عرصه‌ عمل‌ سيستم‌

‌ ‌به‌عبارتي، هرچقدر عرصه‌ عمل‌ سيستم‌ افزايش‌ پيدا كند، پارامترهاي‌ مداخله‌گر نيز افزايش‌ مي‌يابد. در اين‌ صورت‌ تشخيص‌ محدوده‌ سيستم‌ بااهميت‌ مي‌گردد.

‌ ‌چنانچه‌ به‌ فرايند ارزيابي‌ پروژه‌ها در مهندسي‌ توجه‌ شود، اهميت‌ مفروضات‌ مذكور آشكار مي‌گردد. بويژه‌ در تصميماتي‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ در آينده‌ روشن‌ خواهدشد، متغير بودجه‌بندي‌ سرمايه‌اي، بيشتر اهميت‌ مي‌يابد. در فرايند مذكور، روشي‌ كه‌ مي‌تواند براي‌ مهندسان‌ و مديران‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد، تكنيك‌ اقتصاد مهندسي‌ است.

‌ ‌شكل‌ يك، فرايند بودجه‌بندي‌ سرمايه‌اي‌ (پروژه‌هاي‌ بلندمدت) را نشان‌ مي‌دهد كه‌ در تبيين‌ جايگاه‌ اقتصاد مهندسي‌ به‌عبارتي‌ امكان‌سنجي‌ پروژه‌ها موثر است‌ (نيكومرام، رهنماي‌ رودپشتي، هيبتي، 1380)

شكل‌ 1 - فرايند بودجه‌بندي‌ سرمايه‌اي‌



تعريف‌ اقتصاد مهندسي‌

‌ ‌اقتصاد مهندسي‌ عبارت‌ از مجموعه‌اي‌ از تكنيك‌هاي‌ رياضي‌ براي‌ ساده‌كردن‌ مقايسه‌ اقتصادي‌ پروژه‌هاي‌ صنعتي‌ و يا به‌ عبارت‌ ساده‌تر، اقتصاد مهندسي‌ ابزار تصميم‌گيري‌ براي‌ انتخاب‌ اقتصادي‌ترين‌ پروژه‌هاست.

امكان‌سنجي‌ پروژه‌ها

‌ ‌هر پروژه‌اي‌ قبل‌ از اجرا مي‌بايست‌ از ديدگاه‌ اقتصادي، فني‌ و مالي‌ موردارزيابي‌ قرار گيرد و امكان‌سنجي‌ شود. به‌ عبارت‌ ديگر به‌ تفصيل، ازنظر مالي‌ (قيمت‌ تمام‌ شده)، فني‌ (عملي‌ بودن) و اقتصادي‌ (مقرون‌ به‌ صرفه‌ بودن)، كيفيتي‌ (ويژگيهاي‌ محصول)، موجود بودن‌ موادمصرفي، مشخصات‌ عملكرد /دوام‌ / ظاهري/ رنگ/ محصول/ زمان‌ تحويل‌ محصول/ مشخصات‌ بسته‌بندي/ نوع‌ مواداوليه‌ مصرفي‌ / وجود نمونه‌ و نقشه/ مشخصات‌ ابعادي‌ / تلرانس‌ها در نقشه‌ / امكانات‌ ارسال‌ و حمل‌ونقل‌ / امكان‌ تهيه‌ طرح‌ فرايند توليد / كيفيت‌ محصول/ و نظاير آن‌ به‌ صورت‌ خاص‌ ارزيابي‌ شود.

‌ ‌فرايند امكان‌سنجي‌ درجهت‌ كسب‌ اطمينان‌ و ارزيابي‌ قابليت‌ تامين‌ خواسته‌هاي‌ مشتري‌ صورت‌ مي‌گيرد. تداوم‌ فعاليت، حضور در بازار و افزايش‌ ثروت‌ سهامداران‌ و موفقيت‌ در كسب‌وكار، رابطه‌ تفكيك‌ناپذير با شناخت‌ خواسته‌هاي‌ مشتريان‌ و ارضاي‌ نياز آنها ازطريق‌ توليد كالاها و خدمات‌ منطبق‌ با خواسته‌ مشتريان‌ دارد. به‌ طوري‌ كه‌ امروزه، مديريت‌ توليدگرا به‌ مديريت‌ مشتري‌گرا تغيير گرايش‌ داده‌ است.

‌ ‌مديران‌ آينده‌ كه‌ مهندسان‌ امروز ازجمله‌ آنها هستند، فرايند مديريتي‌ خود را با پيروي‌ از نگرش‌ سيستمي‌ و رويكرد اقتضايي‌ در چارچوب‌ مديريت‌ برمبناي‌ فرايند (MANAGEMENT BY PROCESS) ضمن‌ اجراي‌ مديريت‌ برمبناي‌ هدف‌ (MANAGEMENT BY OBJECTIVE) اجرا خواهندكرد.

‌ ‌در چارچوب‌ مديريت‌ برمبناي‌ فرايند توجه‌ به‌ رضايت‌ مشتري‌ اهميت‌ دارد كه‌ شكل‌ 2 آن‌ را نشان‌ مي‌دهد.

شكل‌ 2 - مديريت‌ برمبناي‌ فرايند



‌ ‌امكان‌سنجي‌ پروژه‌ها، در چارچوب‌ مديريت‌ برمبناي‌ فرايند اجرايي‌ مي‌شود. در اين‌ چارچوب‌ توجه‌ به‌ كيفيت، زمان‌ و هزينه‌ها اهميت‌ زياد دارد. بنابراين، در فرايند امكان‌سنجي‌ پروژه‌ها، مهندسان‌ و كارشناسان‌ مي‌بايست‌ به‌ عناصر مذكور در قالب‌ ارزيابي‌ فني، اقتصادي‌ و مالي‌ توجه‌ كنند.

‌ ‌عامل‌ كيفيت‌ ازطريق‌ امكان‌سنجي‌ فني‌ و تكنولوژيكي‌ ارزيابي‌ مي‌گردد. زيرا شرايط‌ كسب‌وكار به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ هر فعاليت‌ قبل‌ از اجرا مي‌بايست‌ موردبررسي‌ قرار گيرد. در اين‌ راستا، بررسي‌ هزينه‌هاي‌ كيفيت‌ و مؤ‌لفه‌هاي‌ كيفيت‌ نيز مستثني‌ نيست.

‌ ‌اقتصاد مهندسي‌ فرايند ارزيابي‌ اقتصادي‌ را شكل‌ مي‌دهد. اصول‌ پايه‌اي‌ اقتصاد مهندسي‌ عبارت‌ است‌ از بهره، ارزش‌ زماني‌ پول، تعادل‌ بين‌ بهره‌ و ارزش‌ زماني‌ پول.

‌ ‌به‌طوري‌ كه‌ از روشها و تكنيك‌هاي‌ ارزيابي‌ پروژه‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ نظير (3)PP,(2)NPV,(1)IRR استفاده‌ مي‌شود كه‌ به‌ كمك‌ نرخ‌ بازده‌ داخلي‌ پروژه‌ سنجيده‌ مي‌شود. به‌ عبارتي‌ در اين‌ نرخ، ارزش‌ فعلي‌ عايدات‌ نقد حال‌ و آتي‌ با يكديگر برابر مي‌شود تا بازده‌ تا سررسيد پروژه‌ مشخص‌ گردد. با استفاده‌ از ارزش‌ فعلي‌ خالص، پروژه‌ ارزيابي‌ مي‌گردد. تا تعادل‌ بين‌ بهره‌ و ارزش‌ زماني‌ پول‌ تبيين‌ شود و قبول‌ يا عدم‌ قبول‌ پروژه‌ معلوم‌ گردد. روش‌ دوره‌ برگشت‌ سرمايه، مدت‌ زمان‌ بازيافت‌ اصل‌ سرمايه‌گذاري‌ اوليه‌ برآورد مي‌گردد.

‌ ‌تكنيك‌هاي‌ مذكور، كمك‌ مي‌كند تا مديران، مهندسان‌ و كارشناسان‌ از وضعيت‌ آتي‌ پروژه‌ها آگاهي‌ يابند و در فرايند تصميم‌گيري‌ موثر افتند تا منافع‌ و مخارج‌ سرمايه‌گذاري‌ برپايه‌ جريان‌ نقد پروژه‌ ارزيابي‌ شود.

فرايند ارزيابي‌ پروژه‌

‌ ‌فرايند ساده‌ ارزيابي‌ پروژه‌ كه‌ به‌صورت‌ سفارش‌ كار اجرا مي‌شود شامل:

O اخذ درخواست‌ مشتري؛

O ارزيابي‌ فني‌ و تكنولوژي‌ (عملي‌ بودن)؛

O ارزيابي‌ مالي‌ (محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده، برآورد نياز مالي‌ و تامين‌ منابع‌ مالي)؛

O ارزيابي‌ اقتصادي‌ (اقتصاد مهندسي‌ به‌ كمك‌ تكنيك‌هاي‌ ارزيابي‌ پروژه‌ نظيرNPV,IRR وPP )؛

O قضاوت‌ درخصوص‌ پروژه‌ (قبول‌ يا عدم‌ قبول).

‌ ‌در چارچوب‌ ارزيابي‌ مالي، مباحث‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ و تامين‌ منابع‌ مالي‌ به‌عبارتي‌ فرايند مديريت‌ مالي‌ اجرا مي‌شود. براين‌ اساس، تكنيك‌هاي‌ مختلف‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ به‌عبارتي‌ هزينه‌يابي‌ استفاده‌ مي‌گردد. ازجمله‌ روشهايي‌ كه‌ در اين‌ فرايند اجرا مي‌شود، هزينه‌يابي‌ استاندارد، مرحله‌اي‌ و سفارش‌ كار، به‌كارگرفته‌ مي‌شود. شناخت‌ عوامل‌ هزينه‌ نظير مواداوليه‌ و دستمزد و سربار اهميت‌ دارد. هزينه‌هاي‌ سربار به‌ كمك‌ روش‌ سنتي‌ يا جديد يا(4)(ABC) تخصيص‌ داده‌ مي‌شوند. تكنيك‌ هزينه‌يابي‌ برمبناي‌ فعاليت‌ كمك‌ مي‌كند كه‌ تخصيص‌ سهم‌ هزينه‌هاي‌ سربار يك‌ پروژه‌ يا محصول‌ يا خدمات‌ بررسي‌ را محاسبه‌ و درخصوص‌ آن‌ تصميم‌گيري‌ كرد.

‌ ‌در چارچوب‌ ارزيابي‌ فني، عملي‌ بودن‌ سفارش‌ بررسي‌ مي‌گردد و در چارچوب‌ ارزيابي‌ اقتصادي‌ مبنايي‌ براي‌ قضاوت‌ درخصوص‌ قبول‌ يا رد سفارش‌ به‌ دست‌ مي‌آيد. فرم‌ زير، مي‌تواند در اين‌ راستا براي‌ گردآوري‌ اطلاعات‌ مفيد باشد.

فرم‌ بررسي‌ اقتصادي‌ پروژه‌ بلندمدت‌



جايگاه‌ امكان‌سنجي‌ پروژه‌ در ايزو

‌ ‌اهميت‌ و تاثير امكان‌سنجي‌ پروژه‌ها در اقتصاد مهندسي‌ و فرايند مديريت‌ موجب‌ شده‌ است‌ در 9000ISO- نيز به‌ آن‌ توجه‌ شود.

‌ ‌رويه‌ بازنگري‌ قرارداد ازجمله‌ رويه‌هاي‌ اساسي‌ 9001ISO و 9002ISO است‌ كه‌ مبتني‌ بر تامين‌ خواسته‌ مشتري‌ است. امكان‌سنجي‌ ابزار ارزيابي‌ اين‌ فرايند است.



‌ ‌اتخاذ تصميم‌ درخصوص‌ عقد قرارداد با مشتري‌ يا بازنگري‌ قرارداد، پس‌ از حصول‌ اطمينان‌ از امكان‌سنجي‌ است‌ به‌طوري‌ كه‌ نتايج‌ بررسي‌ فني، اقتصادي‌ و مالي‌ به‌عنوان‌ نتيجه‌ بررسيهاي‌ انجام‌ شده‌ اجراي‌ پروژه‌ موردتوجه‌ قرار مي‌گيرد سپس‌ اقتصادي‌ بودن‌ پروژه‌ و غيراقتصادي‌ پروژه‌ ارزيابي‌ مي‌گردد.

‌ ‌استفاده‌ از فرم‌ بررسي‌ اقتصادي‌ پروژه‌ بلندمدت‌ در اين‌ فرايند مي‌تواند موثر باشد كه‌ قبلاً‌ ارائه‌ شده‌ است.

‌ ‌توجه‌ به‌ مباني‌ مذكور، شرايط‌ لازم‌ براي‌ درك‌ اهميت‌ مفهوم‌ اقتصاد مهندسي‌ را فراهم‌ مي‌كند كه‌ مهندسان‌ در چارچوب‌ فرايند مديريت، بتوانند از تكنيك‌هاي‌ كمكي‌ استفاده‌ كنند و آن‌ را برپايه‌ توجيهات‌ اقتصادي‌ در كسب‌وكار به‌كار گيرند.

نتيجه‌گيري‌

‌ ‌چالشي‌ شدن‌ فعاليتهاي‌ اقتصادي، موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ از تكنيك‌هاي‌ قابل‌ قبول‌ در انتخاب‌ راهكارهاي‌ مناسب‌ استفاده‌ شود. تصميم‌گيري، مؤ‌لفه‌ تفكيك‌ناپذير مديريت‌ تلقي‌ مي‌شود. فرايندي‌ است‌ كه‌ مناسب‌ترين‌ راهكار انتخاب‌ مي‌گردد. انتخاب‌ مناسب‌ترين‌ راهكار، به‌ بررسي‌ كارشناسانه‌ راهكارها بستگي‌ دارد.

‌ ‌به‌طوري‌ كه‌ از تكنيك‌هاي‌ رايج‌ مي‌بايست‌ استفاده‌ كرد تا ارزيابي‌ منطقي‌ و اقتصادي‌ از راهكار موردبررسي‌ فراهم‌ شود تا برپايه‌ آن‌ اقتصادي‌ترين‌ جايگزين‌ انتخاب‌ شود.

‌ ‌اقتصاد مهندسي‌ ازجمله‌ روشها و تكنيك‌هاي‌ رياضي‌ براي‌ ساده‌كردن‌ مقايسه‌ اقتصادي‌ پروژه‌ها است‌ كه‌ مديران‌ و مهندسان‌ و كارشناسان‌ از آن‌ به‌عنوان‌ تصميم‌گيري‌ براي‌ انتخاب‌ پروژه‌هاي‌ مناسب‌ استفاده‌ مي‌كنندO

منبع : 

 دكتر فريدون‌ رهنماي‌ رودپشتي

‌  http://imi.ir/tadbir/tadbir-126/article-126/8.asp

+ نوشته شده توسط مرتضي جعفري در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7:58 |

در تاريخ حيات و حرکت سازمانها و شرکتهاي مختلف دنيا شاهد حضور و تاثير مديران و رهبران موفقي هستيم که از هيچ همه چيز ساخته اند و موقعيت سازمانهاي خود را به سطحي ارتقا داده اند که نقشي جهاني يافته اند. بررسي شيوه تفکر و مديريت اين گونه رهبران مبين اين واقعيت است که آنان با وجود تفاوتهايي طبيعي که در اين زمينه داشته اند همگي «انسان‌شناساني» بزرگ بوده اند که با هوش و درايت، منبع غني ذخاير خود را شناخته و با مهارت و تدبير گوهرهاي ناب نهفته در آن را کشف و در جهت تحقق اهداف بکار گرفته اند. البته لازم به ذکر است برخي سازمانها و رهبران از اهميت فرايند جذب و بکارگيري افراد مناسب غافلند. علاوه بر اين امروزه چالشهايي که ويژگيهاي عصر جديد هستند وجود دارد .
مي توان دردسر هاي مديريت در دهه جاري را به دو بخش تقسيم كرد:
نخست : آن دسته از مشکلاتي که بي ثباتيها و سرعت تحولات تحميل مي کنند.
دوم : آن دسته از مشکلاتي که چارچوبهاي فکري و دستگاههاي ارزشي را متزلزل مي سازند.
در کشور ما ايران نيز چند سالي است که سازمانها با دو رويکرد کلي به سمت مديريت ديجيتالي کشيده شده اند. نخست، براي رهايي از حجم بالاي پردازشهاي سازماني و دوم، براي تظاهر به نوگرايي و مدرن بودن .
اين در حالي است که سازمانهاي قديمي تر با ساختار کلاسيک بتازگي با رقيب تازه اي روبرو شده اند : سازمانهاي مجازي و ديجيتال. از سوي ديگر مرزها در نورديده شده اند و تجارت و بازاريابي جهاني، همه کسب و کارهاي محلي را در برابر رقباي جهاني قرار داده است.
عمده ترين چالشهاي مديريت ديجيتال عبارتند از :

1- سواد ديجيتال
مديران در عصر کنوني نياز به دو نوع سواد تازه دارند. يعني علاوه بر تخصصهاي اساسي به دو دانش زير نيز نياز مندند :

1 -سواد کار با اطلاعات
2- سواد کار با رايانه
سواد کار با اطلاعات همانا دانش بهره گيري و تجزيه و تحليل اطلاعات است. زندگي امروز بيش از هر زمان ديگري به اطلاعات وابسته است. گاه با شنيدن يک عدد شاد و گاه غمگين مي‌شويم. يک عدد مي‌تواند يک مدير را موفق و يا از کار برکنار سازد. اما بدليل هجوم انبوهي از اطلاعات ، نياز به ابزار پردازش اطلاعات احساس مي شود. اين ابزار نيز رايانه ها هستند. منظور ما از رايانه تنها يک سخت افزار تزييني نيست ، بلکه منظور يک سيستم اطلاعاتي دقيق و منسجم متشکل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. کار با رايانه و بهره گيري از سيستم هاي اطلاعاتي براي اهداف پردازشي و تجزيه و تحليل نيز خود نيازمند کسب تجربه و دانش تخصصي مربوط به خود دارد.
ضعف مديران در اين دو نوع سواد اطلاعاتي ( نوع اول و نوع دوم) يکي از چالشهاي پيش روي مديران و دليل مقاومت آنها در برابر رايانه اي شدن امور است. حال هر نوع سازماني که باشد خواه دولتي و خواه خصوصي ، خواه تجاري و خواه فرهنگي. 

2- بي ثباتي
  مشکل ديگري که مديريت ديجيتال را محدود و مشکل مي کند، بي ثباتي حاصل از شکل گيري فضاي ديجيتال است. بدين معني که با ديجيتال و جهاني شدن رقبا ، شرايط بنحو محسوسي ناپايدار و غير قابل پيش بيني مي شود.
مناقصه ها و مزايده ها ، آگهيهاي خريد و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتي انجام مي شوند که گاه سازمانهاي کند و کم اطلاع از محيط ، بسياري از رخداد هاي مهم و حياتي محيط خود را هرگز متوجه نمي شوند.
در چنين شرايطي مديران گاه به جاي آنکه تلاش خود را مضاعف کنند و سعي کنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضاي اطلاعاتي مناسب تنفس کنند‍، کناره گيري را پيشه مي‌کنــــند و با پشت کردن به واقعيات خود را در يک فضاي بسته اطلاعاتي قرار مي دهند.
 
3 - روابط انساني
  توسعه شبکه جهاني و فناوري اطلاعات جهان را در يک تور نامرئي فرو برده است. امروزه سازمانهاي زيادي را مي‌توان يافت که از نظر جغرافيايي در سرتاسر گيتي پراکنده اند، در حالي که تحت پوشش مديريت واحدي قرار دارند.
در اين ميان تهديد روابط انساني موجود در سازمان ، بسياري از مديران را به بازنگري وا مي دارد. کم نيستند سازمانهايي که روابط انساني و کاري مناسب خود را يک سرمايه با ارزش تلقي مي کنند و حاضر نيستند با هجوم رايانه ها آن را به خطر افکنند. اين نگراني اگرچه بجا و منطقي است اما دليل قانع کننده اي نيست.
بازآفريني روابط انساني و کاري يکي از وظايف مهم يک مدير خوب در عصر حاضر است.

4- سرعت تحولات
مديران امروز در هر سازماني که باشند يک مشکل مشترک دارند و آن سرعت تحولات است. دهه جاري نسبت به دهه گــذشته در زمينه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رويداد‌ها و زمــان دگرگونيها تفاوت زيادي دارد.
اين دگرگوني هاي تند و سريع باعث مي‌شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات يا به عبارتي تاريخ مصرف آنها زود فرا رسد. همين مسئله هزينه هاي اطلاعاتي و عملياتي همه سازمانها را افزايش داده است. برخورد مديران با مقوله سرعت تحولات بستگي تام با نوع حرفه آنها دارد. ولي عموما سازمانهايي که نتوانند يک سيستم اطلاعاتي مـــناسب طراحي و پياده سازي کنند ، دچار مشکلات عديده عملياتي خواهند شد.

5 - تغيير تعاريف
  روزي روزگاري ثروت مجموعه گنجها و ذخيره هاي طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود و توليد به کشاورزي و صنايع دستي مربوط به آن محدود بود. اما در پي انقلاب صنعتي و حذف محدوديتهاي پيشين بر سر راه توليد، ثروت مفهومي تازه يافت و در توليد و ارزش افزوده معنا شد.
بالاخره عصر صنعت جاي خود را به عصر جديدي داد که آن را با نامهايي چون عصر انفورماتيک ، رايانه يا ارتباطات بيان مي‌کنند.
امروزه کمپاني بزرگ مايکروسافت نه زمين دارد و نه ماشين آلات . تنها دارايي آن يک ساختمان است و چند صد دستگاه  رايانه. پس ثروت واقعي مايکروسافت و يا صدها و هزاران شرکت مشابه آن جايي در جمجمه پرسنل آن قرار دارد.
ما بايد به اين باور برسيم که امروزه مديران نيازهاي اطلاعاتي انبوه و متنوعي دارند و بدون طراحي يک سيستم اطلاعاتي ، اين نياز برآورده نخواهد شد ، بنا بر اين ديجيتال شدن حداقل بخشي از امور اجتناب ناپذير است .
بسياري از رهبران هوش بالايي دارند، ولي همگي آنان ضرورتا حس کنجکاوي ندارند. مديراني که در سطح جهاني فعاليت مي کنند کنجکاوي را پيشرانه خود براي درک هرچه بيشتر از جهان مي دانند. شخصيت فردي مديران مــوفق در عــــصر اطلاعات ويژگيهاي خاصي همچون کنجکاوي را در خود دارد.

منبع : فاطمه ميرصانع  http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-179/sandr-179/2.asp

+ نوشته شده توسط مرتضي جعفري در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 10:30 |