هر پروژهاي قبل از اجرا ميبايست از نظر مالي و فني موردارزيابي قرار گيرد و امكانسنجي شود.
فرايند امكانسنجي درجهت كسب اطمينان و ارزيابي قابليت تامين خواستههاي مشتري صورت ميگيرد.
بهره، ارزش زماني پول، تعادل بين بهره و ارزش زماني پول از اصول پايهاي اقتصاد مهندسي است.
اتخاذ تصميم درخصوص عقد قرارداد با مشتري پس از حصول اطمينان از امكانسنجي است.
چالشي شدن فعاليتهاي اقتصادي، موجب شده است كه از تكنيكهاي قابل قبول در انتخاب راهكارهاي مناسب استفاده شود.
اقتصاد مهندسي از جمله روشهاي رياضي براي سادهكردن مقايسه اقتصادي پروژههاست كه مديران از آن به عنوان تصميمگيري براي انتخاب پروژههاي مناسب استفاده ميكنند.
مقدمه
موفقيت و شكست در فعاليتها، به تصميمگيري آگاهانه و منطقي افراد و بنگاهها بستگي دارد. نقطه آغازين در هر تلاش آگاهانه براي تصميمگيري منطقي، فرايند مسئلهيابي و انتخاب راهكار مناسب حل مسئله است. در فرايند مسئلهيابي، شناخت مسئله ازطريق جمعآوري اطلاعات و در انتخاب راهكار مناسب، آگاهي از تكنيكها و روشها بسيار حائزاهميت است.
باتوجه به اهميت ارزيابي اقتصادي پروژهها، تحليل اقتصادي پروژه بهعنوان تكنيكهاي مقايسه و تصميمگيري و انتخاب از ميان راهكارها براساس شرايط مطلوب اقتصادي تلقي ميشود.
انقلاب صنعتي اروپا در قرن هجدهم، آغاز تغييرات فناوري صنعتي تلقي شده است. با گذشت زمان بر پيچيدگي آن اضافه شده و امروز با چالشي جديد جهاني شدن اقتصاد، روبه تزايد گذاشته است. بهطوري كه اتخاذ تصميمات اقتصادي را مشكلتر و حساستر ساخته و به تبع آن استفاده از تكنيكهاي ارزيابي بااهميت شدهاند.
فرايند مذكور در همه فعاليتها مهم است اما در رشتههاي مهندسي، اهميت دوچندان پيدا كرده است. زيرا نوع فعاليت آنها ازيك طرف و عدم توجه دقيق به جايگاه اقتصاد مهندسي در رشتههاي مهندسي ازطرف ديگر و مجموعه عوامل بااهميت، موجب شده است كه ضرورت بررسي و تبيين و بكارگيري آن نسبت به گذشته آشكارتر شود.
اهميت تحليل سيستم
سيستم مجموعهاي از اجزأ به هم پيوسته است كه اجزأ آن در تعامل با يكديگرند. نظير اجزأ يك دستگاه يا اجزأ يك نظام اجتماعي.
تحليل سيستمها از دو ديدگاه موردتوجه قرار ميگيرد:
O كاركردهاي عملياتي و فني يك سيستم: اين ديدگاه بيشتر موردتوجه كارشناسان و مهندسان فني دستگاه قرار ميگيرد كه با بررسي اجزأ تشكيلدهنده دستگاهها و ماشينآلات به كاركرد آنها پي ميبرند.
O كاركردهاي غيرفني يك سيستم: از اين ديدگاه، تحليلگر سيستم به تبيين روابط بين اجزأ، آثار آنها بر تداوم فعاليت بنگاه و تاثيرات اجتماعي آن به عبارتي به تبيين ابعاد مديريتي سيستم ميپردازد و از نتايج آن براي ارزيابي تصميمات و راهكارها و انتخاب راهكار مناسب جهت حل مسئله ميپردازد.
باتوجه به اهميت ديدگاه دوم، بررسي محورهاي اصلي در يك سيستم تحليل سيستم، ضرورت دارد.
پنج محور اصلي در فرايند تحليل يك سيستم به شرح زير هستند: (اسكونژاد، محمدمهدي، 1375)
1 - شرح اهداف 2 - فرمولبندي معيارهاي تاثيرپذير 3 - ارائه راهحلها 4 - ارزيابي راهحلها 5 - انتخاب راهحلها
فرايند مذكور در حقيقت چارچوب اصلي فرايند اتخاذ تصميم است. اهميت و پيچيدگي اين فرايند را ميتوان در رابطه زير جستجو كرد:
تشخيص محدوده سيستم حائزاهميت است
پارامترهاي متغير
ميزان وسعت يا عرصه عمل سيستم
بهعبارتي، هرچقدر عرصه عمل سيستم افزايش پيدا كند، پارامترهاي مداخلهگر نيز افزايش مييابد. در اين صورت تشخيص محدوده سيستم بااهميت ميگردد.
چنانچه به فرايند ارزيابي پروژهها در مهندسي توجه شود، اهميت مفروضات مذكور آشكار ميگردد. بويژه در تصميماتي كه نتايج آن در آينده روشن خواهدشد، متغير بودجهبندي سرمايهاي، بيشتر اهميت مييابد. در فرايند مذكور، روشي كه ميتواند براي مهندسان و مديران ضرورت داشته باشد، تكنيك اقتصاد مهندسي است.
شكل يك، فرايند بودجهبندي سرمايهاي (پروژههاي بلندمدت) را نشان ميدهد كه در تبيين جايگاه اقتصاد مهندسي بهعبارتي امكانسنجي پروژهها موثر است (نيكومرام، رهنماي رودپشتي، هيبتي، 1380)
شكل 1 - فرايند بودجهبندي سرمايهاي

تعريف اقتصاد مهندسي
اقتصاد مهندسي عبارت از مجموعهاي از تكنيكهاي رياضي براي سادهكردن مقايسه اقتصادي پروژههاي صنعتي و يا به عبارت سادهتر، اقتصاد مهندسي ابزار تصميمگيري براي انتخاب اقتصاديترين پروژههاست.
امكانسنجي پروژهها
هر پروژهاي قبل از اجرا ميبايست از ديدگاه اقتصادي، فني و مالي موردارزيابي قرار گيرد و امكانسنجي شود. به عبارت ديگر به تفصيل، ازنظر مالي (قيمت تمام شده)، فني (عملي بودن) و اقتصادي (مقرون به صرفه بودن)، كيفيتي (ويژگيهاي محصول)، موجود بودن موادمصرفي، مشخصات عملكرد /دوام / ظاهري/ رنگ/ محصول/ زمان تحويل محصول/ مشخصات بستهبندي/ نوع مواداوليه مصرفي / وجود نمونه و نقشه/ مشخصات ابعادي / تلرانسها در نقشه / امكانات ارسال و حملونقل / امكان تهيه طرح فرايند توليد / كيفيت محصول/ و نظاير آن به صورت خاص ارزيابي شود.
فرايند امكانسنجي درجهت كسب اطمينان و ارزيابي قابليت تامين خواستههاي مشتري صورت ميگيرد. تداوم فعاليت، حضور در بازار و افزايش ثروت سهامداران و موفقيت در كسبوكار، رابطه تفكيكناپذير با شناخت خواستههاي مشتريان و ارضاي نياز آنها ازطريق توليد كالاها و خدمات منطبق با خواسته مشتريان دارد. به طوري كه امروزه، مديريت توليدگرا به مديريت مشتريگرا تغيير گرايش داده است.
مديران آينده كه مهندسان امروز ازجمله آنها هستند، فرايند مديريتي خود را با پيروي از نگرش سيستمي و رويكرد اقتضايي در چارچوب مديريت برمبناي فرايند (MANAGEMENT BY PROCESS) ضمن اجراي مديريت برمبناي هدف (MANAGEMENT BY OBJECTIVE) اجرا خواهندكرد.
در چارچوب مديريت برمبناي فرايند توجه به رضايت مشتري اهميت دارد كه شكل 2 آن را نشان ميدهد.
شكل 2 - مديريت برمبناي فرايند

امكانسنجي پروژهها، در چارچوب مديريت برمبناي فرايند اجرايي ميشود. در اين چارچوب توجه به كيفيت، زمان و هزينهها اهميت زياد دارد. بنابراين، در فرايند امكانسنجي پروژهها، مهندسان و كارشناسان ميبايست به عناصر مذكور در قالب ارزيابي فني، اقتصادي و مالي توجه كنند.
عامل كيفيت ازطريق امكانسنجي فني و تكنولوژيكي ارزيابي ميگردد. زيرا شرايط كسبوكار بهگونهاي است كه هر فعاليت قبل از اجرا ميبايست موردبررسي قرار گيرد. در اين راستا، بررسي هزينههاي كيفيت و مؤلفههاي كيفيت نيز مستثني نيست.
اقتصاد مهندسي فرايند ارزيابي اقتصادي را شكل ميدهد. اصول پايهاي اقتصاد مهندسي عبارت است از بهره، ارزش زماني پول، تعادل بين بهره و ارزش زماني پول.
بهطوري كه از روشها و تكنيكهاي ارزيابي پروژههاي سرمايهگذاري نظير (3)PP,(2)NPV,(1)IRR استفاده ميشود كه به كمك نرخ بازده داخلي پروژه سنجيده ميشود. به عبارتي در اين نرخ، ارزش فعلي عايدات نقد حال و آتي با يكديگر برابر ميشود تا بازده تا سررسيد پروژه مشخص گردد. با استفاده از ارزش فعلي خالص، پروژه ارزيابي ميگردد. تا تعادل بين بهره و ارزش زماني پول تبيين شود و قبول يا عدم قبول پروژه معلوم گردد. روش دوره برگشت سرمايه، مدت زمان بازيافت اصل سرمايهگذاري اوليه برآورد ميگردد.
تكنيكهاي مذكور، كمك ميكند تا مديران، مهندسان و كارشناسان از وضعيت آتي پروژهها آگاهي يابند و در فرايند تصميمگيري موثر افتند تا منافع و مخارج سرمايهگذاري برپايه جريان نقد پروژه ارزيابي شود.
فرايند ارزيابي پروژه
فرايند ساده ارزيابي پروژه كه بهصورت سفارش كار اجرا ميشود شامل:
O اخذ درخواست مشتري؛
O ارزيابي فني و تكنولوژي (عملي بودن)؛
O ارزيابي مالي (محاسبه بهاي تمام شده، برآورد نياز مالي و تامين منابع مالي)؛
O ارزيابي اقتصادي (اقتصاد مهندسي به كمك تكنيكهاي ارزيابي پروژه نظيرNPV,IRR وPP )؛
O قضاوت درخصوص پروژه (قبول يا عدم قبول).
در چارچوب ارزيابي مالي، مباحث قيمت تمام شده و تامين منابع مالي بهعبارتي فرايند مديريت مالي اجرا ميشود. براين اساس، تكنيكهاي مختلف محاسبه بهاي تمام شده بهعبارتي هزينهيابي استفاده ميگردد. ازجمله روشهايي كه در اين فرايند اجرا ميشود، هزينهيابي استاندارد، مرحلهاي و سفارش كار، بهكارگرفته ميشود. شناخت عوامل هزينه نظير مواداوليه و دستمزد و سربار اهميت دارد. هزينههاي سربار به كمك روش سنتي يا جديد يا(4)(ABC) تخصيص داده ميشوند. تكنيك هزينهيابي برمبناي فعاليت كمك ميكند كه تخصيص سهم هزينههاي سربار يك پروژه يا محصول يا خدمات بررسي را محاسبه و درخصوص آن تصميمگيري كرد.
در چارچوب ارزيابي فني، عملي بودن سفارش بررسي ميگردد و در چارچوب ارزيابي اقتصادي مبنايي براي قضاوت درخصوص قبول يا رد سفارش به دست ميآيد. فرم زير، ميتواند در اين راستا براي گردآوري اطلاعات مفيد باشد.
فرم بررسي اقتصادي پروژه بلندمدت

جايگاه امكانسنجي پروژه در ايزو
اهميت و تاثير امكانسنجي پروژهها در اقتصاد مهندسي و فرايند مديريت موجب شده است در 9000ISO- نيز به آن توجه شود.
رويه بازنگري قرارداد ازجمله رويههاي اساسي 9001ISO و 9002ISO است كه مبتني بر تامين خواسته مشتري است. امكانسنجي ابزار ارزيابي اين فرايند است.

اتخاذ تصميم درخصوص عقد قرارداد با مشتري يا بازنگري قرارداد، پس از حصول اطمينان از امكانسنجي است بهطوري كه نتايج بررسي فني، اقتصادي و مالي بهعنوان نتيجه بررسيهاي انجام شده اجراي پروژه موردتوجه قرار ميگيرد سپس اقتصادي بودن پروژه و غيراقتصادي پروژه ارزيابي ميگردد.
استفاده از فرم بررسي اقتصادي پروژه بلندمدت در اين فرايند ميتواند موثر باشد كه قبلاً ارائه شده است.
توجه به مباني مذكور، شرايط لازم براي درك اهميت مفهوم اقتصاد مهندسي را فراهم ميكند كه مهندسان در چارچوب فرايند مديريت، بتوانند از تكنيكهاي كمكي استفاده كنند و آن را برپايه توجيهات اقتصادي در كسبوكار بهكار گيرند.
نتيجهگيري
چالشي شدن فعاليتهاي اقتصادي، موجب شده است كه از تكنيكهاي قابل قبول در انتخاب راهكارهاي مناسب استفاده شود. تصميمگيري، مؤلفه تفكيكناپذير مديريت تلقي ميشود. فرايندي است كه مناسبترين راهكار انتخاب ميگردد. انتخاب مناسبترين راهكار، به بررسي كارشناسانه راهكارها بستگي دارد.
بهطوري كه از تكنيكهاي رايج ميبايست استفاده كرد تا ارزيابي منطقي و اقتصادي از راهكار موردبررسي فراهم شود تا برپايه آن اقتصاديترين جايگزين انتخاب شود.
اقتصاد مهندسي ازجمله روشها و تكنيكهاي رياضي براي سادهكردن مقايسه اقتصادي پروژهها است كه مديران و مهندسان و كارشناسان از آن بهعنوان تصميمگيري براي انتخاب پروژههاي مناسب استفاده ميكنندO
منبع :
دكتر فريدون رهنماي رودپشتي


