اغلب در سازمانها و پروژه هاي مشاهده مي گردد كه مديران بابت خريد سخت افزارها بهايي مي پردازند وليكن در استفاده و كاربرد آن هزينه اي نمي خواهند بپردازند و يا اختصاص بودجه اي را جهت اين منظور بي دليل مي دانند
همانطور كه مي دانيد شما دانش و تخصص خاصي را در صنعت وپروژه با خريد يك سخت افزار خاص و يا نرم افزار به تنهايي نمي توانيد براي خود فراهم نماييد بلكه آموزش و بكارگيري مستمر با صرف نفرساعت تخصصي مورد نياز در كنار خريد بايستي انجام شود
به طور مثال بنده شخصا بارها ديده ام مديريت پول و هزينه هنگفتي با بابت خريد نرم افزاري مي پردازد وليكن جهت پياده سازي و آموزش و كاربرد نرم افزار مزبور حاضر به صرف هيچ هزينه اي نمي باشد البته شكي نيست كه هزينه هاي اوليه پياده سازي و آموزش نرم افزار به مراتب بيشتر از هزينه خريد يك نرم افزار مي باشد به طور مثال Expedition كه يك نرم افزار مديريت اطلاعاتي مي باشد تنها با پرداخت 3 ميليون تومان مي توانيد قفل نرم افزار را خريد كنيد ولي جهت آموزش وپياده سازي و كاربرد آن دريك پروژه كوچك با حدود تيم 100 نفره در همان ماه ابتدايي تقريبا بايستي 10 ميليون هزينه نماييد و براي پياده سازي و به كار گيري مستمر آن 2 نفر ماه بصورت تمام وقت بايستي تا انتهاي پروژه كار نمايند و اين يعني تقريبا ماهي 1 ميليون تومان و اگر مدت زمان پروژه 3 سال باشد يعني 36 ميليون تومان بنابراين در اين پروژه مديريت 3 ميليون تومان نرم افزار را خريداري مي كند و 46 ميليون تومان جهت آموزش و بكارگيري آن تا انتهاي پروژه بايستي صرف نمايد . ملاحظه مي شود كه اين نرم افزار با يك مبلغ ناچيزي نسبت به مبلغ كل( حدود 6 درصد) خريداري مي شود و هزينه كلاني نسبت به هزينه خريد نرم افزار بايستي براي پياده سازي و به كارگيري آن بايد صرف گردد (حدود 94 درصد) تازه اين درحالي است كه شما نرم افزار را بصورت قانوني و با رعايت حق كپي رايت تهيه نماييد و اگر بخواهيد نرم افزار را بصورت آزاد در بازار سياه تهيه نماييد حتي شما مي توانيد نرم افزار مزبور را با قيمت ماكزيمم 5 هزار توان تهيه نماييد !
هم اكنون فكر مي كنم اكثر شما به اين نتيجه رسيده ايد كه چرا مديريت ها اغلب داراي بهترين سخت افزار و نرم افزار در سيستمهاي كامپيوتر هاي سازمانها و پروژه ها مي باشد ولي در زمينه آموزش و به كارگيري و كاربرد آن هيچ دانش و آگاهي وجود ندارد و اگر هم از نرم افزار استفاده مي گردد در حد بسيار محدود و كوچك مي باشد.
دلايل متعددي مي توان براي عدم آموزش لازم و بكارگيري مناسب از سخت افزار ها و نرم افزارهاي موجود هر سازمان و پروژه به شرح ذيل برشمرد:
1. عدم توجه به كپي رعايت و حقوق معنوي فكر در ايران
2. درك پايين مديريت از نتايج پر بار بكارگيري و استفاده مفيد از نرم افزارها در مقابل بودجه مورد نياز براي استفاده آنها
3. عدم توجه به آموزش كارشناسان و مديران سطوح پايين
4. عدم توجه به كاربردهاي نرم افزار و يا سخت افزار در مقايسه با نيازمنديهاي مورد نظر
5. عدم تخصيص بودجه مناسب براي پياده سازي و بكارگيري نرم افزارها
البته شايد موارد فوق دلايلي چند در عدم موفقيت پروژه هاي ايران در بكار گيري مناسب از نرم افزارها باشد ولي آنچه بي شك هويداست اين است كه هرچه فرهنگ و آموزش و تعهدات مديران نسبت به دانش روز مديريت بيشتر مي گردد بكارگيري يك نرم افزار در يك مجموعه آسانتر مي شود.

