تبليغاتX
مدیریت پروژه ایران

شايد در حضور عوام و افراد غير پروژه اي كه صحبت از انجام پروژه اي مي شود همه نسبت به زمانهاي راه اندازي و برنامه هاي اجرايي پروژه به شكلي ايراد مي گيرند و در نهايت عملكرد و راندمان پروژه ها با تاخيرات زياد آنها زير سوال برده مي شوند اما چرا در اكثر پروژه هاي بزرگ و كوچك  كشور تاخيرات از برنامه زمانبندي وجود دارد و چرا در زمان راه اندازي و افتتاحيه پروژه ها با افتخار از انجام پروژه طبق برنامه زمانبندي سخن مي رانيم.

 

همين اينك  مشاهده مي شود كه افراد درگير پروژه ها از قشر كارگري مهندسي و مديريتي نسبت به تاخيرات بي تفاوت شده اند ومتاسفانه  اين به يك روند عادي و معمول شده است.

 

به ياد بياوريم پروژه هاي بزرگي چون فرودگاه امام  - مترو سد كارون سه با چندين سال تاخير افتتاح شدند و يا پروژه هايي نيمه تمام و درحال انجامي چون فازهاي 6 به بعد پارس جنوبي پروژه مصلي تهران برج ميلاد و تونل رسالت  با تاخيرات چندين ساله در حال انجام مي باشند دلايل بي شماري مي توان از تاخيرات پروژه ها ذكر كرد در جناح پيمانكاري مسايلي مطرح مي گردد و در طرف مقابل كارفرما از مشكلات ديگري صحبت به ميان مي آورند

بطور كلي مي توان از 10 علل عمده از تاخيرات پروژه ها به شرح ذيل بر شمرد:

1.  هنوز مديريت شعاري و تريبوني بر بعضي از پروژه هايمان حاكم است و برنامه هاي اجرايي بر اساس اين شعارها ديكته مي گردد كه اكثرا عملي و اجرايي نمي باشند.

 

2.  عدم تعهد مديريت به زمانبندي و اكثرا مديران برنامه هاي زمانبندي را به ديده ارايه در يك برگ و يا چند برگ به مديريت ها بالاتر ويا كارفرما مي نگرند و نگرش تعهد و اجرا عملا وجود ندارد.

 

3.     در ايجاد زمانبندي هاي پروژه ها به پيش فرضهاي اساسي و مهم پروژه ها اهميت كافي نمي دهم.

 

4.  توان و ظرفيت اجرايي پيمانكاران ناديده مي شود و گاهي اوقات پيمانكاري كاري كه خارج از ظرفيت خويش است بدون افزايش توانايي فني و اجرايي خود مي خواهد انجام دهد.

 

5.  تغييرات زياد در مديريت هاي كلان پروژه ها باعث مي گردد مديران و كارشناسان زير مجموعه پروژه ها نسبت به تعهدات و مسوليتهاي خود بي تفاوت شوند.

 

6.  عدم برآورد صحيح حجم كار وزمان و قيمت كار در ابتداي پروژه باعث مي شود كه در حين عمليات اجرايي پيمانكاران مدعي افزايش بها و عدم توان پرداخت كارفرما درخارج از بودجه پيش بيني شده در نهايت باعث تاخيرات مجدد مي گردد.

 

7.     تعجيل و تسريع ابلاغ كار به پيمانكاران بدون ارزيابي هاي فني و مالي پيمانكاران.

 

8.     تورم بالا و تغييرات در قوانين كشوري همچون گمرك / واردات / كار.

 

9.  ضعف مالي و تداركاتي پيمانكاران.  در اكثر پروژه ها مشاهده مي گردد پيمانكاران از دريافتي ها پروژه ها سرمايه گذاري هاي خود را در ماشين آلات و زمين و مسكن افزايش مي دهند بدون اينكه به نيروي انساني و تامين مواد در زمانهاي تعيين شده توجهي نشان دهند.

 

10.عدم كنترل پروژه لازم و مناسب پروژه ها درطول مدت اجرا.

 

+ نوشته شده توسط مرتضي جعفري در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 11:54 |
   

مشكلات اساسي و عمومي ايران چيست؟

 

در جمع اين خانواده بزرگ 70 ميليوني ايران از هر قشري كه سوال گردد كم و بيش حرف هايي مي زنند كه بوي نارسايي در اداره جامه به مشام مي رسد.

و از آنجمله:

·           كشور ما كشور نفتي است چرا فقيريم؟

·          حكومت ما اسلامي است چرا بي عدالتي و فساد و فحشاء و رشوه وجود دارد؟

·          ايراني تیز هوش و دانا در همه جا مي درخشد چرا براي اداره مطلوب جامعه نمي درخشد؟

·          اينهمه ثروت خداداي داريم ولي كيفيت زندگي پاييني داريم؟

·      تعداد دانشگاهها و موسسات علمي معتبر كه تربيت كننده نيروي انساني است بيش از دويست مركز است ولي اثر بخشي اين منبع عظيم علمي بسيار پايين است؟

·    تعداد فارغ التحصيلان دانشگاهي ساليانه بيش از 300 هزار نفر است ولي جذب آنها در نظام اداره مملكت كمتر از يك دهم است؟

·           تمايل به استخدام دولتي نا كارامد بسيار بالا و تمايل به استخدام بخش خصوصي خلاق بسيار پايين است؟

 

براي بهبودى وضعيت فعلي راه حل  چيست؟

 

·  

·    آشتي ملي بين تمام گروههاي سياسي و مسئولين حكومتي در سطوح عالي كشور و جلو گيري از انتقال اختلاف نظرها واختلاف سليقه ها به سطوح پايين مديريتي و مردم جامعه با هدف يكپارچه سازي و سياست زدايي از بدنه اجرايي كشور

·        آميختگي مديريت اجرايي با تجربه با مديريت تئوريك علمي در عرضه  نظام اداري كشور

·        استقرار مديريت اجرايي شايسته سالار به جاي رابطه سالار

·        استفاده از روشهاي مديريت پيشرو و نوگرا به جاي روشهاي سنتي استبدادي

·        جمع آوري نظام اداري كاغذي بي ضابطه و استقرار سيستم الكترونيكي ضابطه مند

·    كوچك سازي دولت و رها سازي اموري كه انجام آنها توسط مردم ميسر است و فقط انجام اموري كه مردم قادر به انجام آن نيستند.

·    اصلاح اهداف اقتصادي اجتماعي  فرهنگي و سياسي در شرايط بحران با تغيير سيستمهاي بسته نا محدود به سيستمهاي باز محدود با تكيه بر نيروهاي جوان و خواسته اكثريت جامعه

·        هدف گذاري فوري در مسير تحولات جهاني و استفاده از فرصتهاي طلايي پيش آمده در محيط بين المللي  

+ نوشته شده توسط مرتضي جعفري در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 9:18 |

مختصر و مفيد مي توان تنها به بخشي از عوامل موثر بر پيامدهاي منفي موجود در عرضه مديريتي ايران را در اينجا ذكركرد ولي اين بدين معني نيست كه نكات مثبتي در نظام مديريتي ايران وجود ندارد ويا تمام مشكلات مديريتي تنها در قالب اين نوشتار خلاصه مي گردد در هر حال مي توان بصورت تيتر وار مهمترين چالشهاي مديريتي ايران را به شرح ذيل برشمرد:

·   ايجاد بحرانها تنشها  تحولات  تغييرات وضربه هاي شديد و فراوان و مكرر و متعدد براي حكومت جديد التاسيس اسلامي در دوره عمر 27 ساله

·        عدم وجود احزاب سياسي قدرتمند تاريخي و چرخش هاي سياسي بي هدف و كم اثر

·        پشت سر گذاشتن جنگ فرسايشي 8 ساله و ضربه خوردن شديد اقتصادي وهمچنين تحريم طولاني

·        تقسيم قدرت بين مراكز مختلف و عدم انسجام در حكومت

·        وجود مراكز مختلف تصميم گيري و تداخل در اداره كشور

·        رشد ارزشهاي پوچ و بي اساس و سركوب ارزشهاي علمي و واقعي

·   برخورد عقايد بين نسل اول زجر كشيده ايثارگر آبديده سنت گرا و شاغل امروز با نسل هاي دوم و سوم نوگرا  مدعي  رفاه طلب ومنظر فردا

·        عدم اعتقاد واقعي به مديريت علمي و سيستمي با تكيه بر مديريت اصول گرا بجاي مديريت دانايي

·        عدم ارتباط مديريت تئوريك با مديريت اجرايي در نظام اداري كشور

·        عدم وجود سياستهاي پايدار اقتصادي و سياسي و ضعف بنيادين در برنامه ريزي

·        رشد فرهنگ قانون گريزي باتكيه بر صاحب منصبان و قدرت مداران زر و زور در جامعه

·        بهره وري كارايي و اثر بخشي بسيار پايين در نظام اداري كشور در مقايسه با كشورهاي هم رديف

اداره چنين مملكتي نياز دارد به:

 

·   استقرار سيستم مديريتي نظام مند باز به جاي بسته- فراملي به جاي ملي برون گرا به جاي درون گرا گروه گرا به جاي فردگرا

·        تغيير بنيادين از فرهنگ نا پذير استبدادي در يك دوره نسبتا طولاني با تلاشهاي خستگي ناپذير مبادي علمي و سياسي كشور

·        مقررات زدايي وجايگزيني قوانين شرعي بدون تحريف  تا برقراري عدل و قسط

·   ايجاد تحول اساسي در نظام اداري كشور كه متسفانه خود ترمز اين تحول مي باشد يا به عبارت ديگر بايد مجري را اصلاح كرد تا او خود سيستم اداري را اصلاح نمايد

·        استفاده از لياقت و شايستگي به جاي سعايت و بايستگي

·        تدوين نظام مديريت پويا با تامين شرايط احراز و انتصاب به جاي انتساب

·        پذيرفتن تغيير وتحول در عرضه بين المللي و رقابت جهاني با حفظ منافع ملي

·        برنامه ريزي دقيق به صورت كوتاه مدت ميان مدت و دراز مدت بجاي روز مرگي هاي موجود

·        هدايت نظام مديريتي از روش سنتي سياسي به علمي كار آمد و اثر بخش

+ نوشته شده توسط مرتضي جعفري در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 15:4 |